دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جوونا چه جوریند  چاپ
تاریخ : جمعه 26 اسفند ماه سال 1384

بعضی از جوونا سایت می شند٬ سایت شوناباقالبهای متفاوتی می سازند که پر بیننده بشند.

بعضی از جوونا اینترنت می شند٬ یوزرنیم وپسورد می دند که به هشون کانک شیم.

بعضی از جوونا خودشونا گم کرده اند ٬ تا دیگری پیداشون کنه.

پس جوونا چه جورییند ؟؟؟

جوونا یاپر خاطره اند٬ یا احساساتی٬ یا عاشقند٬ یا خیلی اجتماعی یند٬یاخیلی با کلاسند٬ یا خیلی فرهنگی اند٬ یا خیلی پر بیننده اند٬ یا خیلی نفوذ پذیری اند٬ یاخیلی نفوذدهنده٬ یا فقط تیپ دارند٬ یاکم خطرند یا پرخطرند یا فقط خطرمیکنند٬ یا ماجراجوهستند٬ یاخیلی انتقادی اند یا خیلی افراطی٬ یاخیلی پولدارند٬ یاخیلی بی پول٬ یاخیلی خسیسند٬ یا خیلی اقتصاددان٬ یاخیلی ولخرجند٬یا فقط مصرف کننده اند٬ یاگردوی روی آبند٬ یا لوس ونونورند٬ یا بچه ننه٬ یا طوفانند٬ یا مغرور٬ یا عقده ای٬ یاحسودند٬ یا بخیل٬ یا وسواس دارند٬ یا کم رو هستند٬ یا خجالتی٬ یا درس خونند٬ یا تنبل٬ یاکاسبند٬ یادانشجو ٬ یا پشت کنکوری یند ٬ یا ولگردند٬ یا قاچاق چییند٬ یا معتاد٬ یا بیکارند٬  خلاصه اینکه صفتها خیلی زیادند......

بنابراین برای هر کدام از صفتها مطالبهای زیادی را به دنبال دارد. انتخاب باشما جواب آن باما.

البته این مطلب آخرش قشنگه .  به خونید

جوونا پاکند٬ با صداقتند٬ با محبتند٬ پراحساسند٬ دوست داشتنییند٬ پرانرژییند٬ خیلی حسساسند٬ دخترا غروردارند٬ پسرا مغرورند٬ .........

واین ماجراها ادامه دارد .........

حرفهای جوانی  چاپ
تاریخ : یکشنبه 21 اسفند ماه سال 1384

سلام ٬ سلام به جوونا

با سلام وخوش آمدگویی به جوانان جهان خصوصاً جوانان سراسر کشورمون ایران . می خواهم با جوونا درد دل کنم و جونا هم بامن درد دل کنن. خب از کجا شروع کنم ٬ بهتره از حرفهای دلتون بگم . جوونا نیاز دارند کسی کمکشان کند و دوستشان داشته باشه ٬ نمی دانم چطوری به شما جوانان ثابت کنم خیلی دوست تان دارم . شاید با نوشتن حرفهای دلتون .... گفته هاتون..... ثابت کنم . 

 جوانان چی میخواهند . ۱ - مستقل باشند ۲ -  آزاد باشند ۳ - همه جاباشند . ۴ - کسی به هشون گیر ٬ نده  ۵  - آن جوری که خودشان میخواهند زندگی کنند  و آن جوری که میخواهند لباس بپوشند .  وآن جوری که میخواهندباجامعه باشند . ۶- پولدار باشند ٬ ۷ - ازدواج کنند . و مهم ترازهمه خودشونا به روزکنند .

حرف دل جوونا : می خواهیم دوست پیداکنیم که با او حرف بزنیم راز دلمونابراش بگیم با او خودمونی بشیم با او رفت وآمدکنیم دوسش داشته باشیم و.....

جواب این حرف دل٬ بسیار مهم وظریف است . من اولاً بگویم حق با شماست . ثانیاً بزرگترها باید فکر اساسی برای این موضوع مهم داشته باشند .

اما جواب من : من حق را به جوانان می دهم ٬ چون میدانم  یکی از ریشه مشکلات جوانان از کجاست . نکات را بخوانید تا شرح دهم .  

نکته ۱ - پدرومادر ازدواج موفقی نداشتند . نکته ۲ - پدرومادر باهم صمیمی نیستند. نکته ۳ - پدرومادر با فرزندشون صمیمی نیستند .  نکته ۴ -  رابطه فرزندان با پدرومادر خوب نیست . نکته ۵ -   بعضیها پدر یا مادرشونا ازدست داده اند ... آخه.... خدا رحمتشان کند...  نکته ۶ - بعضی از پدرومادران ازهم جداشدند. نکته ۷ - بعضی از خانواده ها آنقدرباهم جدال دارندکه فرزندان می سوزند. نکته ۸ - بعضی از پدرومادران بخاطر کارزیادوخستگی٬ فرزندانشان رافراموش کرده اند .... من را ببخشید اجازه بدهید اشگاما پاک کنم .......

آری اکنون همه میدانیم حق با جوانان است . بنابراین نکاتی که خواندید درصد بالایی ازخانواده هادرگیر آن نکات هستند . نتیجه : اتفاقات عجیبی که رخ میدهد وبعضی اتفاقات  برای خانواده های فرزند سالاری عادی شده به شرح زیر می باشد .

       ۱ - جوانان وارد اینترنت می شوند وساعتها با دیگران چت می کنند.  ۲ - پسرها دوست دختر و دخترها دوست پسر پیدا می کنند . ۳ - دخترها و پسرها خودشونا به روز نشان می دهند ومی گویند فرهنگه. ۴ - برای استقلال پیداکردن ارتباط به جنس مخالف و گاهی موافق ٬ کانال زیرزمینی می زنند تا به هدفشان برسند ویا ازدواجهای خیابانی را مد نظردارند.

بحث غریضه را بعداً مرورمی کنیم . فعلاً بحث ٬ بحث عاطفی است ٬ بحث زندگی کردن است  ٬ بحث توجامعه به روز بودن است ٬ بحث بیکاربودن است ٬ بحث ازدواج است ٬ بحث خودرا بادیگران مقایسه کردن است ٬ ..... بحث خیلی شیرین شد . خلاصه اینکه جوان  انرژی زیادی دارد و می خواهد ٬ مطرح باشد . خودشانشان دهد. مستقل باشد . زیر بار نرود . اعتماد به نفس داشته باشد. بابا چی میگی چقدر داد بزنم وبگم  جوان می خواهد خودش باشد . میفهمی.......

وقتی جوان کسی رانداشته باشد که اورا از راه دور کنترول کند اتفاقات عجیب تری هم رخ میدهد. ۱ - دوستهای ناباب فعالیتشان شروع میشود ۲ - راهی که جوان می رود راه سرگردانی است. ۳ - قضاوتهایی که میکند ناهنجار وبی اهمییت است . ۴ - برای اینکه خودرا از دغدغه های روزگار کمی رهاکند به سیگار کشیدن روی می آورد . ۵ - جوان جایگاهی برای خود نمی بیند وخود را آلت دست دوستان می گذارد . ۶ - جوانی که دروغ میگوید ٬ دزدی میکند ٬ حرفهای رکیک می زند ٬ سیگارمیکشد ٬ خودرابرای به روزشدن می سازد ٬ مشروبات الکلی میخورد ٬ قمارمی کند ٬ فیلم های مبتذل می بیند ٬ مخفی کاری می کند ٬ نماز نمی خواند ٬ پرخاشگر می شود ٬ دردرسها یکی پس ازدیگری مشروط می شود ٬ وبالاخره برای سرگرمی بادوستان قلیان می کشند . { کم کم خودراگم میکنند وسرانجام فردی افسرده - رنجور - و .... و تصمیمهای ناگهانی مثل جنایت ٬ قتل ٬ زندان ٬ معتاد ویک تصمیم ٬ خودکشی } آیا انتظار دیگری را هم دارید  ؟  

 پس جوانان چه کارکنند تا فردی سالم ٬ خوشبخت ٬ بانشاط ٬ موفق ٬ مستقل ٬ مدیر ٬ پول دار ٬ زندگی دار ٬ ماشین دار ٬ موبایل دار ٬ دین دار ٬ نماز خوان ٬ وقلبی پاک داشته باشد .

ادامه مطالب :

آموزش می دهم لطفاً بترتیب تا یک هفته انجام دهید . حتما جواب می گیری .  ضمنن نظر هم بدهید بامن ارتباط برقرار کنید . هر جوانی موفق شد و نتیجه گرفت با یک تماس من را خوشحال کند تشکر می کنم ٬ دوست تان دارم ....

۱ - محلی که کاملاً سکوت باشد انتخاب کنید ونور ملایم .

۲ - روی صندلی نشسته وسه بار نفس عمیق کشیده { عمل دم از بینی و عمل بازدم از دهان }

۳ - یک دقیقه چشمهارابسته وبه هیچ چیز فکر نکنید { حالت تمرکز}

۴ - یک بار نفس عمیق کشیده وکمی نفس را حبس کنید { حد عقل پانزده ثانیه} و رهایش کنید

۵ - یک دقیقه در حالت ریلاکس کامل باشید

۶ - ده دقیقه به گذشته فکرکن از وقتی که یادت می آید {زمان کودکی تا کنون}

۷ - اکنون تمام گذشته ها ٬ رویا ها ٬ آرزوها ٬ موفقییتها ٬ کمبودها ٬ عقده ها ٬ نارسایی ها ٬ اشتباهات ٬ حتی اگر فکر می کنی پدر و مادر هم در اشتباهات شریک هستند ٬ حتی اگر خلاف کرده باشید. خلاصه هر چه یادت می آید بنویس . { تذکر اینکه : این مطالب رازهای زندگی تو هستند ٬ دردسترس دیگران نباشد ٬ تا زمانی که دیگر به این نوشته ها کاری نداشته باشید ٬ آنوقت تمام اطلاعات را ازبین می بری }

۸ - اکنون نوشته هارا بخوان وبرسی کن تا کمی خودت را بشناسی

۹ - اکنون دو موضوع رادنبال کن ٬ اول خود شناسی { تا به خدایی رسی} . دوم  خود سازی {تا جامعه ساخته شود}

این مطالب ادامه دارد ......  

نصیحتهای پدرانه  چاپ
تاریخ : جمعه 5 اسفند ماه سال 1384

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام   ...    از راه دور میگم دوستتان دارم  و ای کاش می توانستم شماهارا  ببوسم.

من باوردارم جوانان قلبی پاک وظریف ولطیفی دارند وبسیار پر احساسند . فقط کافی است که این جوانان را کسی به فهمد ودرکشان کند واحساسات شانرا لمس کند اما تخریبشان نکند .

۱ - فرزندم ٬ پدر ومادر خیلی به شما نزدیکترند و خیلی دوست تان دارند و اگر نمی دانی بدان ٬ پدر ومادر همیشه برای سلامتی شما ٬ موفقییت شما ٬ حتی درروزچندبار براتون دوعا می کنند.

۲ - فرزندم ٬ کمی به عقب نگاه کن وبه یاد آر زمان تولدت را ٬ توکسی بودی ٬ زمان تولدت اشگهای ذوق درحال دعای پدرومادر ریخته شد. ولحظه ها ثانیه شماری کردیم تا شما تولد شدی {تولدت مبارک} ازهمان زمان کارهای ویژه برای مراقبت از شما آغاز شد . حتی قادرنبودی مگسی را ازخود دور کنی و ...... اکنون بزرگ شدی ٬ و باعث افتخار پدرومادر بودی وشدی . اکنون به تو بگویم ٬ همیشه به پدر ومادر احترام بگذار ٬ زمانی آنها دست توراگرفتند ٬ حالانوبت تو ست ٬ زمانی آنهانمی گذاشتند به تو آسیبی برسد٬ حالانوبت تو ست .

۳ - پدر می گوید : فرزندم ٬ دلبندم ٬ نور چشمم ٬ مواظب خودت باش .

۴ - مادر می گوید : عزیزم ٬ پاره تن من ٬ جگر گوشه من ٬ مواظب خودت باش .

۵ - پدر ومادر می گوینذ : امید زندگانی ما ٬ نتیجه آیتده ما ٬ تکیه گاه آرزوهای ما ٬ تا به اینجا رسیدی ما شماهارا آسان بدست نیاوردیم ٬ قدرخودتان را بدانید ٬ وباآن قلب پاکتان پدر ومادر تان رادعاکنید .

۶ - احساسات مادر : هروقت گریه می کردی من هم باتو گریه می کردم ٬ هروقت سرت درد می گرفت ٬ سرمن هم دردمی گرفت ٬ هروقت اعصابت بهم می ریخت ٬ من افسرده می شدم ٬ هروقت زمین می خوردی ٬ قلبم شدید تکان می خورد ...   آری مادر آهسته زمزمه ایی کردوآهی کشیدوخوابش برد(قبل ازتولد نه ماه درد٬ زمان تولد بین این دنیا وآن دنیا٬ زمان نام گذاری بحثهاداشتیم٬ زمان گذشت تابزرگ شدی که می توانم برای هرروزتو خاطرای تعریف کنم وشاید به اندازه یک سوم وزن تو اشگهای پنهانی ازچشمام ریخته ونمی گذاشتم تو بفهمی ....... آخه....... مامان فدات بشم

۷ - بازهم پدر به فرزندش می گوید : استقلال پیداکن ٬ مستقل شو ٬ هدفت رامشخس کن ٬ به آینده اندیشه کن ٬ دستتو به زانویت بگیرو بگو یا علی وبلندشو ٬ چشمت به مال دیگران نباشد ٬ خودت را با دیگران مقایسه نکن ٬ خلاصه آخرین پیام مواظب حس پنجگانه ات باش که هرحس آن می تواند سعادت ٬ یا خدای نکرده فاجعه ٬ چه دراین دنیا وچه درآن دنیا ببارآورد . ( چشم ٬ گوش ٬ زبان ٬ دست ٬ بینی )  

۸ - بزرگترها میگویند : ایکاش فرزندان وعروسهای جدید وحتی آقا دامادها ماهارا درک می کردند .

۹ - خوبه برای اینکه کمی استراحت کرده باشید همه باهم وعده کنیم ویک سری به آسایشگاه سالمندان بزنیم وکمی هم به درددل اونا گوش دهیم.  

این مطالب ادامه دارد ....

حرفهای قدیمی  چاپ
تاریخ : دوشنبه 1 اسفند ماه سال 1384

این بحث مربوط به نیم قرن پیش تاکنون می باشد. زمان قدیم ٬ خارسو سالاری (مادرسالاری)٬ و پدرسالاری ٬ وکم کم زن سالاری .که هنوزادامه دارد ٬ وآخرش . فرزندسالاری شد . که آنهم درخانوادهها هنوز جاریست.

کمی شرح لازم است . خارسو سالاری (چه میکردند ٬ ۱ - خودپسندبودند ۲ - معذرت میخواهم مثل شمر برسرتازه عروسها حاکم بودند. ۳ - همیشه غیبت تهمت بدگویی سرکوبی ازطرف متقابل  (مادرعروس برعلیه داماد٬ ومادردامادبرعلیه عروس) حاکم بودند. پدرسالاری (چه می کردند. ۱ - خود خواه ۲ - حاکمییت برتصمیم گیری۳ - ذخیره کردن پول وخریدهای زمین ) تااینجامطلب کسی به بفکر آینده بچه ها وفرهنگ سازی فرزندان نبود ٬ دامادها کوبیده می شدند٬ عروسها له ولورده می شدند. آنوقت این زنوشوهرها چون عقده بارآمده بودند٬ فقط بچه تولید میکردند تا عقدههاشان کمی خالی شود ٬ اینجاهم کسی به فکرفرزندان نبود٬ نتیجه این مطالب مهم است .  بزرگترهاکه کم سوادبودند٬ مادران هم که سواد نداشتند ٬ هروقت فرزندی شروع به سخن می کرد . وای... اگردختربود باتوهین وزندانی در اتاقهای متروکه (اتاقهای کوچک ودرازی بود. درآخراتاقها٬ نام قدیمی آن صندوخانه) وبرای اینکه ترس در دل این دخترهای ناز بیفته ٬ لاالاه الله.. می گفتند الآن به کسی شوهرت میدهیم که ازترس نتوانی کلمه ای برزبان بیاوریی. واین شدکه دخترها هم ترسوبارآمدند. وهم تمام رویاهاشون وآرزوهاشون درسینه وقلب روئفشان حبث وبایگانی شد .... اگه پسربود ... وای ... بدبختی این پسر شروع میشد .. درجمع اهانت وتحقیر میشد . بازور وکتک صبح زود بدونه آب وغذا ازخانه رانده میشد برای کار وشبها رفتن به مکتب . اکنون این فرزند بزرگ میشود . وچون تمام آرزوهایش را باخود به گورمیبرد . فکرمی کنید چنین افرادی چه جایگاهی درجامعه داشتند .   

اکنون سی سال گذشت و زن سالاری روی کارآمد . دخترها وپسرها سواددارشدند دخترها وارد دانشگاه شدند وکم کم هم پسرها وهم دخترها جایگاهی دراین جامعه میخواستند ٬ خب فرهنگ سازی نشدند ٬ کمی عقده ای . نداشتن اعتمادبه نفس . نداشتن وضع مالی خوب نداشتن فرهنگ قرآنی ٬ مثل پرنده ای که سالها درقفس حبس بوده وباگلوی گرفته آوازمیخونه ناگهان درب قفس بازشده  واین پرنده گان ازقفس آزادمیشوند. باکمی برسی اتفاقات را مرورمیکنیم. ( تمام عقده ها آزادمیشوند . دختر به دنبال پسر ٬ پسربه دنبال دختر ٬ افسردگی زیاد ٬ دنبال دوستهای داغترازآش٬ روآوردن به سیگار وقلیان ٬ حرام خاری ٬ دروغ گویی٬ پرخاشگری ٬ زیربار حرفهای پرومادر نرفتن٬ اعتراض های زیاد ٬ توقع های بسیار٬ وای وای ازدین وتقواجداشدن ٬ دزدی کردن ٬ قاچاق فروش شدن ٬ معتادشدن ٬ جنایت کردن ٬ روآوردن به سایتهای خلاف ٬روآوردن به ماهواره وفعال کردن کانالهای مبتذل وآخرش چی ٬ هیچی = انتقام ٬ زندان ونابودی ٬ و خودکشی.... دوستانه خوبم این واقعیت هایی بود که گذشت .... زمان  گذشت . ده سال بعد...... زمان عوض شد ٬ دخترها مشغول به کارشدند٬ در بوتیک فروشیها ٬ سرکترها٬ کارمند ٬ تایپیست ٬ برنامه نویس کامپیوتر ٬ راننده سرویس بچه ها و بعد ازدواجهای کمی موفق ..... درهمین زمان پسرها چه میکردند   ....   سریع وارد دانشگاه شدن ٬ کمی مستقل شدن ٬ فکر خارج رفتن که دیونه اش کرده بود ٬ واردتجارت شدن ٬ چون خیلی ساده بودند زودگول میخوردند. وارد هرکاری می شدند . که زود به جایی برسند  . اینجابود که فرزندسالاری روشدکرد که هنوزهم ادامه دارد .... واقعاً خسته نباشید ٬ شما جوانان پسرها ودخترها که گل کاشتید. پدرومادرهاهم که عوض شدند. زمانه هم که عوض شده ....

این مطالب ادامه دارد............